تبليغاتX
بـــــنام خدایـــم

بـــــنام خدایـــم

و دیگر هیچ ...

خسته شدم

این که برای چندمین باره که حالم بد شده یادم نیست فقط مید.ونمبازم حالم بده بازم باید پالس بشم بازم باید منتظر بمونم تا با پالس حالم خوب شه وای که چه انتظار شومی حالا خداکنه که خوب شم همین و بس.









+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 15:22  توسط شرمن تنبله  | 

تازه وارد

نه باهارم نه خزون

نه تابستون نه زمستون

من یه فصل تازه وارد

تو بیا پیشم بمون

من میمونم بی بهونه

دل تو اینو میدونه

قلبمو شکست زمونه 

 اینو قلب تو میدونه

قلب تو اینو میدونه

توی این دوره زمونه 

کی میدونه تا کی می مونم

قلب ما عاشق میمونه


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 18:21  توسط شرمن تنبله  | 

غم دارم اما نیمه کاره موند!

دلم گرفته از همه

نگو که اینجا خونمه

این حرفا از بهوونمه

خسته شدم از همه کس

چون که تنهام بی همنفس

اینجا شده فقط قفس

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1390ساعت 23:10  توسط شرمن تنبله  | 

ادامه داره ها

نه باهارم نه خزون که بگی باز تکراری شدم

من یه فصلم تازه کار بمون تو پیشم همیشه

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 13:41  توسط شرمن تنبله  | 

شعرهای قدیم من


خزون

خزون
از این خزون تا اون خزون
پیشم بمون ای همزبون
مال من شو تا همیشه
نگو که ای وای نمیشه
از این خزون تا اون خزون
کنارم باش عزیز جون
ازاین خزون تا اون خزون
پر شدم از غم و جنون
تو ترس بی تو موندنم
برس به داد این دلم
خزونمو بهاری کن
بیا منو تو یاری کن 
از این خزون تا اون خزون
تو تب و تاب من بمون
از این خزون تا اون خزون
کجایی پس نا مهربون
از این خزون تا اون خزون
بیا پیشم نامهربون
بگو می خوای یا نمیخوای
 بگو میای یا نمیای
 نگو دلت منو نخواست
بگو که عشق تو دل ماست
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 17:27  توسط شرمن تنبله  |  آرشیو نظرات

اولین ترانه’ من

هم نفس

خسته شدم از این قفس 
کو پس کجاس یه همننفس؟
قفس رو من میخوام چی کار وقتی نباشه هم نفس
هم نفسم یارم بشه
امید زندگیم باشه
عطر نفساش تو زندگیه من باشه
اون منو بیدار کنه خوابم کنه
یعنی میشه چنین کسی تو زندگیم پیدا بشه؟
منوتا آسمون شهر باشه که بالا ببره
کسی که اون بهترینه پاکترینه
یعنی میشه پیدا بشه
پیدا میشه پیدا میشه
+ نوشته شده در  شنبه ب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 17:15  توسط شرمن تنبله  | 

در توانم نیست

نشد که خوابم ببره نشد که بیدار بمونم

هر کاری خواستم بکنم دیدم که من نمی تونم

زیر بارون خیس بشم یا توی دریا شنا کنم

از پس من بر نمیاد که بی تو ایمجا بمونم

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 16:28  توسط شرمن تنبله  | 

چرا؟

عاشقت بودم 

نفهمیدی

لایقت شدم 

تو رد شدی

تو بالا بودی شاید

من رو پس زدی

خیلی بد شدی

تو............

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 13:2  توسط شرمن تنبله  | 

افسرده نیستم

درسته 12 ساله ام اس دارم ولی هنوز می خندم حتی از خواهرو که شکر خدا سالمه شادترم شاید متو وبم گاهی غر بزنم اما شکر خدا زود روحیم بدست میارم خدا جون شکرت.مخلصتیم از 15 سالگی مریضتم و الان 25 سالمه یعنی یه ترشیده کامل خنده داره نه ؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 13:31  توسط شرمن تنبله  | 

ای کاش

سلام رفیق نیمه راه 
jتنهام گذاشتی بین راه 
سلام کردم رو کج کردی  
باشه برو ولی از اولش ای کاش 
نمیدادی جوابم

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 16:7  توسط شرمن تنبله  | 

دل

دیگه خسته شدم از بس باید تو خونه بمونم وعروسی هیچ کس نرم.ام اس دلمو ازم گرفت کار خانوادم باهام شخصیتمو خورد کرد دلم ازشون خونه.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 11:6  توسط شرمن تنبله  |