بـــــنام خدایـــم

و دیگر هیچ ...

فکرشم نمی کردم...............................

واقعا فکرشم نمی کردم روزیبرسه ومن تنها بمونم در سم رو تا دیپلم بخونم نتو ازدواج کنم وتنها روزامشب کنم 

این حقم نبود

من حق نداشته باشم حتی به ازدواج فکر نم چون ام اس دارم خدایا پس منو بکش راحتم کن........................

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1392ساعت 16:3  توسط شرمن تنبله  | 

رمضان

این ماه رمضونم رسیدومن دیدمش خدایاشکرت معلوم نیست سال دیگه باشم نباشم بتونم این ماه قشنگ وببین این ماه قشنگ سالهاست درش بروم بسته شده ومن سالهاست روزه نمیتونم بکیرم ولی بااین حال درکنار سفره افطار میشینمن خدایاهمینم شکر.همهی مریضاروشفابده 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت 16:24  توسط شرمن تنبله  | 

تکرار مکررات دیگه شده

امروز نوبت دکتر قل بعد از یک سال و خورده ایی داشتم من که از قلبم راضیم دکتر بهروز فر هم تایید کردنند و گفتند خیلی وقته هم دیگررو ندیده بودیم منم با سر تایید کردم ولی دیگه حوصلهء رفتن به دکررو من دیگه ندارم
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 18:33  توسط شرمن تنبله  | 

خدایا دوستت دارم

خدایا هرکی هر چی دلش می خواد بگه این مهمه که من می دونم خیلی بزرگی عاشقتم 




+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 19:12  توسط شرمن تنبله  | 

بهونه هایه واهی

زور داره به کاری متهم بشی که تا به حال نکردی آقا جان می خوای بری برو ولی منو به نکرده متهم نکن من از 15 سالگی می دونستم باید تنها باشم اگه تو هم بری اتفاقی نیفتاده عزیزم نه خوانی اومده نه خوانی رفته تو با صد تا می تونی بری این منم که مثل سابقم تنهام......................................

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 13:57  توسط شرمن تنبله  | 

خدای من خدایه منه

به نام خدا که میدونه اگر بد خلقم دست خودم نیست و در عین ناامیدی ها کنارمه خدا یا دوستت دارم بازم هوامو داشته باش که جز تو کسی رو ندارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 23:47  توسط شرمن تنبله  | 

بغض دوست داشتنی

lمی دونم که من خواستنی نیستم وگرنه به جای اذیت کردنم همون که خودشم میدونه رخ نمایی به من می کرد نه که کامپیوترمو انگولک می کرد چی بگم من که چرا دیدم تو را تو شدی خواسته محل من ومن نثل بغض تو را بلعیدم 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 11:56  توسط شرمن تنبله  | 

از عرش تا فرش

شخصیت من تا قبل از بیمار شدنم جدی و سنگین بود وقتی اول دبیرستان واکسن کذاذ زدم زمانی که داشتم آماده میشدم تا دوم دبرستان برم احساس می کردم باید دست کسی رو بگیرم کتاب های ریاضی فیزیک رو گرفته بودم تا بخوانم و آماده شوم اصلا فکر نمی کردم یه واکسن مسیرم اینهمه عوضکنه که من ....................بیخیال زندگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392ساعت 20:44  توسط شرمن تنبله  | 

عشق و عاشقی اینه

تو خودت خوب می دونم که دلم رو بردی 

بسه دیگه ناز نکن به من تو هم رل بده 

دل بده تا من جون بدم برای یه عمر .............


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392ساعت 16:10  توسط شرمن تنبله  | 

هر جا بری میام..................

وحید 
آقای خودم شما که داداشه آرزوجونم هستی من شما که تو دلم نشستی رو می میخوام مهدی یداحی دیگه کیه من عکس شها رو سالهاست تو خاطرم دارم من تو فیس بوک به شما رسیدم همین که عکستونو می بینم برای من یه ددنیست پس منو تنها نذارید که خواهانه شما هستم دست منو بگیر که من عاشقتم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 21:55  توسط شرمن تنبله  | 

مطالب قدیمی‌تر